عکس نام محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست به ثنای اسم اعظم شده چون علی محمد بدرید کعبه از هم شده بت شکن به کعبه اسدالله الا عظم الحق که علی شاه جهان است نامی که کند جهان همه مست حق با جمال جمیل قائم آل محمد است مولاء دلمان برایت تنگ شده


با سلام حجاب به ابجد قرآن حجاب14 کسی که جحاب دارد باید 14 نور تقواء در او باشد تا با فاطمه در بهشت حضور داشته باشد خدا برای میوه جات هم حجاب قرار داده کرم به خدا عرض کرد خدایا من حجاب ندارم خدا فرمود ای بری زیر خاک و ایشان حرف خدا را گوش کرد و رفت زیر خاک و بسیار از خدا تشکر کرد کسانی که حرف خدا را گوش نداده روز قیامت شاید به بهشت بروند ولی مثل کرم خاکی زیر خاک بهشت خواهند رفت کرم خاکی بی حجاب ایشا الله بری زیر خاک نصف این جمعیت را که میبینی چهل سال عمر نمیکنند معلوم نیست تا فردا کس زنده کی مرده است بادمجونم حجاب داره از سیب زمینی پرتغار از تغالم کمتری خرم یه پوست کلفت داره پوست کلفتر از کره خر بی حجابه فقط بی حجاب میتواند دین را فاسد کند و کسی که دین را فاسد کند در قیامت 971کرم آتشی971 ظالم 971-430مقصر =541 ابجد ابوبکر و عمر 541 +430مقصر = 971 ظالم را به دوزخ میبرند معادله ظالم971 -430مقصر= 541 عمروابوبکر 541+430 مقصر = 971 ظالم به دست می آیدمقصر 430+310 عمر +231 ابوبکر= 971 ظالم به دست میآید ظالم 971-661 عثمان = 310 عمر میشودعمر 310+661 عثمان = 971 ظالم به دست میآیدمقصر430-60 پلیدیها = 370 شیطان 371-60پلیدیها = 310 عمر از شیطان پلیدتر بوده است این معادله ابجد قرآن 49 مرحله دارد وقت ندارم بنویسم گور پدرشون از بس که نوشتن حالم بد شده صبرکن برم بیرون بیام حالاوضوگرفتم حالم خوب شد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 به ابجد ظهور قائم آل محمد 1444 قمری نظر ابجد قرآنه نظر این جانب نیست من معتقدم این تاریخ اصلا درست میباشد خواست خدا چیست آن زیبا تر است 9 ساله دیگه ای خدا قربونت یعنی میشه جمال جمیل یوسف تو را ببینیم ان شاء الله الهم الرزقنی زیارت المهدی با همه بسیجیان سپاهیا نه اصلا بفکر بسیجیانیستند بسیجی را فقط خدا میشناسه بسیجی تفکر حسین در کربلاست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست ببین در گوگل بنویس آئینه روی محمد علیست با هر تپشی که در دله آگاه است یک نغمه لا اله الا الله است توحیدو نبوت امامت هر سه در گفتن یک علی ولی الله است در روز غدیر خم نور حق پیدا شد وز جهاز اشتران منبری بر پا شد بگرفت محمد چو علی را سر دست سوگند به ذات حق که حق پیدا شد گوهر بحر ولاء علی آئینه تمام نمای قائم آل محمدی گنج نهان بارگه کبریاء علی عالم به نامت حلقه ای صد بوسه زد پایت نبی فرزند پاک کعبه ای ای بت شکن دوش نبی بوسیده هم پایت علی آن وقت کامل شد دین باشد علی مولاء چنین امیرالمومنین در کعبه دوشش کسی غیر از علی نیست چه مرید با صفایی تو امیرتاج مایی تو جمال کبریایی که به دوش مصطفایی شده نامت الهی هم دوش پیغمبر علی دامادشاه عالمی خورشید وهم ماهی علی سلمان فارسی به پدرانم یک به یک فرمود وقتی علی به دوش رسول خدا بت میشکست سه خلیفه با مادرانشان در حال جدا کردن خرما
بلغ العلی بکمالهی کشف الدجا بجمالهی حسنت جمیع خصالهی صلو علیه و الهی چه جمال با صفایی شده نامت الهی هم ساقی کوثر علی حیدر علی صحر ابن عم وصی مصطفی حله پوش هل اتایو انما وارث گنجینه سرر قضاء قابل تشریف قوله لا فتا مولاء علیست شا هراره حق تو هستی در سلوک کائنات پرورده به دامن خود مصطفا عجب گلی گل کوثر گل حیدر یا قائم آل محمدی چه جمال با صفایی شه عالمی فدایی که به جای مصطفایی که تو بعداز خدایی شده نامت الهی تو جمال مصطفایی که علی مرتضایی شده بت شکن به کعبه که به دوش مصطفا یی که جمال مرتضایی شده نامت طلایی تو طلای ناب مایی نام محمد که از هر طرف علی خوانده میشود را کپی گرفته ودر وبلاگت قرار بده بنویس اسلامه حق 245 و نام محمد و علی را ببین از هر طرف علی محمد خوانده میشود
جنگ پنهان آمریکا در ۱۳۴کشور مردم آمریکا به باراک اوباما رئیسجمهور این کشور بهعنوان نامزدی ضدجنگ رأی دادند تا شاید کابوس خانوادههای این کشور درباره برنگشتن فرزندانشان از ماموریت ارتش، روزی تمام شود
رشد چشمگیر عملیات نیروهای ویژه
حملات آنها معمولا در تاریکی شب و به دور از جلب توجه رسانهها صورت میگیرد اما باز هم خبرنگارانی در جهان هستند که از جنگ پنهان نیروهای نظامی آمریکا خبر داشته باشند. گفته میشود که تعداد نیروهای SOCOM در سال۲۰۱۴ به ۷۲هزار نفر میرسد؛ رقمی که در سال۲۰۰۱، ۳۳هزار نفر بود. بودجه این بخش که حالا از آسیا تا شاخ آفریقا و آمریکای مرکزی مشغول عملیات است از2.3 میلیارد دلار در سال۲۰۰۱ در سال ۲۰۱۳ به 6.9میلیارد دلار رسیده که در کنار هزینه تجهیزاتی به 10.4 میلیارد دلار میرسد.
یك مرد از اهل تسنن میخواهم كه پاسخ دهد!!!
بی غیرتی تا كجا؟؟این سنی ها همیشه میگوید كه شعیان به ناموس پیغمبر (عایشه) تهمت زنا میزنند آیا ما به ناموس رسول تهمت میزنیم یا شما؟؟
حالا تعصب را كنار بگذارید و مردانه و منصفانه قضاوت كنید كه آیا العیاذ بالله زبانم لال عایشه زنا كار بوده؟؟اگر بوده.....!!! و اگر نبوده چرا اهل تسنن به ناموس رسول اكرم تهمت زنا میزنند؟؟؟
سئوالی بی پاسخ از کسانی که هر روزه شیعه را مورد تاخت و تاز قرار میدهند و حکم به ارتداد شیعه میدهند که شیعه به ناموس رسول خدا اهانت میکند وچنین و چنان حال ببینید در معتبرترین و به اعتقاد اهل سنت صحیح ترین کتابشان که معتقدند هرچه در آن آمده مثل قرآن صحیح است!درمورد عایشه چه نوشته اند: مردانی که بر عایشه وارد میشدند و شب تا صبح پیش عایشه میماندند و سپس با حالت احتلام؟؟!!!خارج میشدند. حالا من یه مرد میخوام از اهل تسنن که جواب بده معنی این روایات چیه؟؟؟ اگه درسته که وای بر مسلمانان، باید برای غربت رسول الله عزاداری کنیم که بیوه جوانش چنین میکرده وابروی رسول را برده و حرمت خانه اش را نگه نداشته و اگر نه دروغ است پس چرا تهمت میزنید به ناموس پیغمبر؟؟پس وقتی صحیحترین کتاب اهل سنت پر از دروغ است وای بحال بقیه کتابهایشان و از کجا معلوم که تمام اعتقاداتی که از این کتب گرفته اند دروغ نیست؟!!!
. همه چیز سند- مدرك-روایت با آدرس دقیق.. از شیر مرغ تا جون آدمیزاد در لینك دانلود زیر ثابت مبشود آیا مردی پیدا میشود پاسخ دهد؟؟منتظر ان مرد هستم)
سوال اول:عایشه ، با چه کسی جنگ کرد ؟
چرا عایشه در مقابل امیرمؤمنان اعلان جنگ کرد و لشکر کشید؟
چرا در حالی که از رسول خدا صلّی الله علیه و آله صراحتا و به دفعات صادر شده که فرمودند: «من جنگ می کنم با آن کس که با علی جنگ کند.»
آیا وی از جنگ و محاربه با رسول خدا صلّی الله علیه و آله حذر نداشت؟
محاربه با امیرالمؤمنین، محاربه با رسول خداست
المستدرک - الحاکم النیسابوری - ج 3 - ص 149 (و مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 2 - ص 442 و المعجم الکبیر - الطبرانی - ج 3 - ص 40 و کنز العمال - المتقی الهندی - ج 12 - ص 97، ح 34164 )
( أخبرنا ) أحمد بن جعفر القطیعی ثنا عبد الله بن أحمد بن حنبل حدثنی أبی ثنا تلید بن سلیمان ثنا أبو الجحاف عن أبی حازم عن أبی هریرة رضی الله عنه قال نظر النبی صلى الله علیه وآله إلى علی وفاطمة والحسن والحسین فقال انا حرب لمن حاربکم وسلم لمن سالمکم * هذا حدیث حسن من حدیث أبی عبد الله أحمد بن حنبل عن تلید بن سلیمان فانى لم أجد له روایة غیرها *
المعجم الأوسط - الطبرانی - ج 3 - ص 179( و المعجم الصغیر - الطبرانی - ج 2 - ص 3 و أسد الغابة - ابن الأثیر - ج 3 - ص 11)
حدثنا إبراهیم قال حدثنا محمد بن الاستثناء قال حدثنی حسین بن الحسن الأشقر عن عبید الله بن موسى عن أبی مضاء وکان رجل صدق عن إبراهیم بن عبد الرحمن بن صبیح مولى أم سلمة عن جده ( 161 أ ) صبیح قال ( کنت بباب رسول الله صلى الله علیه وسلم فجاء علی وفاطمة والحسن والحسین فجلسوا ناحیة فخرج رسول الله صلى الله علیه وسلم إلینا فقال إنکم على خیر خیر وعلیه کساء خیبری فجللهم به وقال أنا حرب لمن حاربکم سلم لمن سالمکم )
تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 14 - ص 157:
وأخبرنا أبو محمد بن طاوس أنا أبو الغنائم بن أبی عثمان أنا عبد الله بن عبید الله بن یحیى قالا أنا أبو عبد الله المحاملی نا عبد الأعلى بن واصل نا الحسین بن الحسن الأنصاری یعرف بالقری نا علی بن هاشم عن أبیه عن أبی الجحاف عن مسلم بن صبیح عن زید بن أرقم قال حنا رسول الله ( صلى الله علیه وسلم ) فی مرضه الذی قبض فیه على علی وفاطمة وحسن وحسین فقال أنا حرب لمن حاربکم وسلم لمن سالمکم
سوال دوم :قضییه ندامت ابوبکردر هنگام مرگ چیست ؟
آیا درست است که در روایات اهل سنت وارد شده است که ابی بکر در هنگام احتضار و اواخر عمر خود ، از انجام چند کار احساس پشیمانی و ندامت کرد و آرزو می کرد که ایکاش این کارها را انجام نمیداد ؟
یکی از این کارها ، حمله به خانه وحی بود.
بنا به نقل طبری ( محمد بن جریر ) در تاریخ الامم و الملوک ( مشهور به تاریخ طبری ) ج2 ص 619 ( چاپ موسسه الاعلمی للمطبوعات – بیروت – لبنان – سنه 1403 ه ق ) :
" قال أبو بکر رضی الله تعالی عنه أجل إنی لا آسی علی شئ من الدنیا إلا علی ثلاث فعلتهن وددت أنی ترکتهن وثلاث ترکتهن وددت أنی فعلتهن وثلاث وددت أنی سألت عنهن رسول الله صلی الله علیه وسلم فأما الثلاث اللاتی وددت أنی ترکتهن فوددت أنی لم أکشف بیت فاطمة عن شئ وإن کانوا قد غلقوه علی الحرب ووددت إنی لم أکن حرقت الفجاءة السلمی وأنی کنت قتلته سریحا أو خلیته نجیحا ووددت أنی یوم سقیفة بنی ساعدة کنت قذفت الامر فی عنق أحد الرجلین عمر وأبا عبیدة فکان أحدهما أمیرا وکنت وزیرا .... "
ابوبکر می گوید که ایکاش 3 کار را ترک می کردم و انجام نمیدادم
1- ایکاش به خانه فاطمه (سلام الله علیها ) کاری نداشتم و آن را نمی گشودم ، اگر چه با اعلان جنگ آن را بر من بسته بودند .
2- ایکاش ( فجائه سلمی ) را می کشتم و یا آزادش می کردم ولی او را به آتش نمیسوزاندم
3- و ایکاش در روز سقیفه ، کار را بر عهده یکی از آن دو مرد ، عمر بن خطاب و ابوعبیده جراح ، می گذاشتم تا او امیر میشد و من وزیر می شدم.
منابع زیادی از اهل سنت ، گواه بر صادر شدن این جملات از ابی بکر می باشند.منابع زیر ( با اختلاف کمی در الفاظ ) بیانگر این ندامت از قول ابوبکر می باشند:
السقیفة وفدک - الجوهری - ص 43 و ص75/شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 2 - ص 46 -47/ شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 6 - ص 51/شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 20 – ص24/تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 30 - ص 418 – 419 – 420 – 421 – 422 - 423/میزان الاعتدال - الذهبی - ج 3 - ص 108 – 109/لسان المیزان - ابن حجر - ج 4 - ص 188 – 189/العقد الفرید - ابن عبد ربه - ج 4 - ص250 یا ج4 - ص 90 ( چاپهای دیگر )/الامامة والسیاسة - ابن قتیبة الدینوری ، تحقیق الزینی - ج 1 - ص 24الامامة والسیاسة - ابن قتیبة الدینوری ، تحقیق الشیری - ج 1 - ص 36/تاریخ الیعقوبی - الیعقوبی - ج 2 - ص 137/تاریخ الإسلام - الذهبی - ج 3 - ص 117 - 118/المعجم الکبیر - الطبرانی - ج 1 - ص 62/الأحادیث المختارة - ابی عبد الله الحنبلی - ج 1 - ص 87/( وی راجع به این روایت می گوید : و هذا حدیث حسن عن ابی بکر ... یعنی حدیث فوق از قول ابی بکر درست است . )/کنز العمال - المتقی الهندی - ج 5 - ص 631 – 633/الاموال - ابو عبید - ج1 - ص 304/مروج الذهب – المسعودی - ج2 - ص 301 –
سوال سوم:مستی از ظرف عمر ، حد نیز به دست عمر؟!
حکایت می کنند روزی از نوشیدنی که برای شخص خلیفه ی دوّم فراهم آورده بودند، فردی بنوشید و از قضا مست و دستافشان شد. خلیفه آن بینوای مدهوش را بدید و حد بر او روا دانست.(1)
باری، اگر آن مرد به سکر این نوشیدنی جهالت داشت که بر او حدّی نباشد.
و امّا اگر به جهت تأسّی بر حضرت خلیفه، کرد آنچه کرد
آیا خلیفه، فرد مناسبی برای اجرای این حدود است؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- المصنف - ابن أبی شیبة الکوفی - ج 6 - ص 502
( 2 ) حدثنا أبو بکر قال حدثنا ابن مسهر عن الشیبانی عن حسان بن مخارق قال : بلغنی أن عمر بن الخطاب سائر رجلا فی سفر وکان صائما ، فلما أفطر أهوى إلى قربة لعمر معلقة فیها نبیذ قد خضخضها البعیر ، فشرب منها فسکر ، فضربه عمر الحد ، فقال له : إنما شربت من قربتک ، فقال له عمر : إنما جلدناک لسکرک .
معرفة السنن والآثار - البیهقی - ج 6 - ص 442
قال أحمد : وهذا الحدیث رواه الأعمش تارة عن أبی إسحاق عن عامر الشعبی عن سعید بن ذی لعوة وتارة عن أبی إسحاق عن سعید بن ذی جدان وابن ذی لعوة أن رجلا أتى سطیحة لعمر فشرب منها فسکر فأتى به عمر فاعتذر إلیه وقال إنما شربت من سطیحک فقال عمر : إنما أضربک على السکر فضربه عمر . ومن لا ینصف یحتج بروایة سعید بن ذی لعوة على ما قدمنا ذکره عن عمر وغیره .
سوال سوم:آیا اجماع در سقیفه برای خلافت ابوبکر به وجود آمد ؟
اهل سنت می گویند که ملاک در تعیین خلیفه اجماع مردم است (1) و چون مردم در انتخاب ابوبکر اجماع کردند لذا ابوبکر به عناون خلیفه تعیین شد.در خلافت ابوبکر اجماع حاصل نشد.آنچه از تواریخ به دست می آید ، و مورد اتفاق همه مورخین و محدثین است ،این است که هیچ گونه اتفاق آرایی در مورد بیعت ابوبکر حاصل نشده است،گروه زیادی از بیعت تخلف ورزیدند، و این گروه افرادی عادی نبودند، بلکه همه جزو شخصیت های بارز علمی، و مردان شایسته ای بودند همچون بنی هاشم،
و بنو زهره و بنو امیه(2) . در اینجا فقط کوتاهی از گفتار ابن ابی الحدید معتزلی حنفی مذهب را ذکر می نماییم که در این باره میگوید :
(( عمر کسی است که برای ابوبکر از مردم بیعت گرفت، و مخالفین را سرکوب نمود و او بود که شمشیر زبیر را هنگامی که شمشیر کشید تا حمله نماید، شکست و با دست به سینه مقداد کوبید، و سعد بن عباده را زیر دست و پا له کرد، و گفت : او را بکشید، خداوند او را بکشد، او بود که بینی حباب بن منذر را به خاک مالید، و او بود که افرادی را که به خانه فاطمه سلام الله پناه برده بودند به قتل و آتش زدن تهدید نمود، و آنها را از خانه فاطمه سلام الله بیرون کشید و اگر او نمی بود، خلافت برای ابوبکر صورت نمی گرفت.))(3)
و نیز شاید از شرایط اجماع باشد که علی علیه السلام را به زور به مسجد برده و او را وادار به بیعت نمودند، و آنگاه که امتناع ورزید، او را به قتل تهدید کردند؟!! که حضرت فرمودند :
(( و اذا تقتلون عبدالله و اخا رسوله ))(4)
(( در این صورت بنده خدا ، و برادر رسول خدا را می کشید))
و عمر در جواب گفت :
(( اما عبدالله فنعم، و اما اخا رسوله؛ فلا))(5)
(( اینکه گفتی بنده خدا، پس آری تو بنده خدا هستی، و اما اینکه گفتی برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، هرگز)) آیا چنین بیعتی از سوی اهل ( حل و عقد) را در چنان شرایطی ، می توان اجماع نامید؟ تازه کدام اهل ( حل و عقد)؟؟به گفته نویسنده معاصر مصری، دکتر احمد محمود صبحی:
(( اهل ( حل و عقد) چه کسانی بودند؟ آنانی که خود محور اختلاف و نزاع بودند..... آنان معتقد بودند که هر یک برای خلافت شایسته تر از دیگری است، طلحه در تعیین عمر از سوی ابابکر، اعتراض می کند، تمایلات شخصی در شورای خلافت که از سوی عمر تعیین شده، نقش اصلی را ایفا می کند، برخی از آنان به کینه توزی توجه نموده ، و بعضی دیگر جانب داماد خود را می گیرد. شروط تهدید آمیز عمر روشن می سازد که او خود نیز از درگیری آنان بی اطلاع نبوده است .
پی نوشت:
1- شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج 1 ، ص 215
2- صحیح مسلم، ج5، ص 152. صحیح بخاری، ج 5، ص 82،
3- شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج 1 ، ص 174
4- الامامه و السیاسه ، ابن قتیبه، ص 13
5- نظریه الامه لدی الشیعه الانثی عشریه ، ص 100-
چهارم:زاویهای بسیار بسته از زندگی خلیفه دوم ...
علمای اهل سنت در کتب معتبرشان می نویسند :جناب عمربنخطاب از زمان جاهلیت علاقه شدیدی به شرب خمر داشته و با وجود این که آیات الهی در موضوع نهی از شرب مسکرات - به نقلهایی - در شأن وی نازل میگردد و با وجود این که وی علنا اعلام میکند که این پایان نوشیدن اوست (1)... با این حال او نمیتواند این عادت دیرینه خود را ترک کند
و آنچه بسیار گزارش شده اهتمام بینظیرش به نوشیدن مسکرات است (2)که حتّی پیمانه لحظات احتضار او را نیز پر میکند و به نقلهای تاریخی نبیذ همان نوشیدنی است که جناب خلیفه در بستر مرگ آن را میطلبد و مینوشد تا آنجا که از محل جراحتاش سرریز میشود (3)...
این زاویهای بسیار بسته از زندگی فردی است که دوّمین خلیفه مسلمین پس از رسول خداست. از همین زاویه آیا او با کسی که در دامان رسول خدا صلّی الله علیه و آله پرورش یافته و خود را به نجاسات دوران جاهلی هرگز و هرگز نیالوده، میتواند برابری کند؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ سنن النسائی - النسائی - ج 8 - ص 286 – 287و سنن الترمذی - الترمذی - ج 4 - ص 319 – 320، ح5042 ، مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 1 - ص 53
قال أنبأنا الإمام أبو عبد الرحمن أحمد بن شعیب النسائی رحمه الله تعالى قال أنبأنا أبو داود قال حدثنا عبید الله ابن موسى قال أنبأنا إسرائیل عن أبی إسحاق عن أبی میسرة عن عمر رضی الله عنه قال لما نزل تحریم الخمر قال عمر اللهم بین لنا فی الخمر بیانا شافیا فنزلت الآیة التی فی البقرة ‹ صفحه 287 › فدعى عمر فقرئت علیه فقال عمر اللهم بین لنا فی الخمر بیانا شافیا فنزلت الآیة التی فی النساء یا أیها الذین آمنوا لا تقربوا الصلاة وأنتم سکارى فکان منادى رسول الله صلى الله علیه وسلم إذا أقام الصلاة نادى لا تقربوا الصلاة وأنتم سکارى فدعى عمر فقرئت علیه فقال اللهم بین لنا فی الخمر بیانا شافیا فنزلت الآیة التی فی المائدة فدعى عمر فقرئت علیه فلما بلغ فهل أنتم منتهون قال عمر رضی الله عنه انتهینا انتهینا
2ـ المصنف - ابن أبی شیبة الکوفی - ج 6 - ص 502
( 2 ) حدثنا أبو بکر قال حدثنا ابن مسهر عن الشیبانی عن حسان بن مخارق قال : بلغنی أن عمر بن الخطاب سائر رجلا فی سفر وکان صائما ، فلما أفطر أهوى إلى قربة لعمر معلقة فیها نبیذ قد خضخضها البعیر ، فشرب منها فسکر ، فضربه عمر الحد ، فقال له : إنما شربت من قربتک ، فقال له عمر : إنما جلدناک لسکرک .
کتاب الموطأ - الإمام مالک - ج 2 - ص 894
21 - وحدثنی عن مالک ، عن یحیى بن سعید ، عن عبد الرحمن بن القاسم ، أن أسلم مولى عمر بن الخطاب أخبره ، أنه زار عبد الله بن عیاش المخزومی فرأى عنده نبیذا وهو بطریق مکة . فقال له أسلم : إن هذا الشراب یحبه عمر بن الخطاب . فحمل عبد الله بن عیاش قدحا عظیما . فجاء به إلى عمر بن الخطاب فوضعه فی یدیه . فقربه عمر إلى فیه ثم رفع رأسه . فقال عمر : إن هذا لشراب طیب . فشرب منه . ثم ناوله رجلا عن یمینه . فلما أدبر عبد الله ، ناداه عمر بن الخطاب فقال : أأنت القائل لمکة خیر من المدینة ؟ فقال عبد الله : فقلت هی حرم الله وأمنه وفیها بیته . فقال عمر : لا أقول فی بیت الله ولا فی حرمه شیئا . ثم قال عمر : أأنت القائل لمکة خیر من المدینة ؟ قال : فقلت هی حرم الله وأمنه وفیها بیته . فقال عمر : لا أقول فی حرم الله ولا فی بیته شیئا . ثم انصرف .
3ـ الطبقات الکبرى - محمد بن سعد - ج 3 - ص 354، تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 44 - ص 430
قال أخبرنا محمد بن عبید والفضل بن دکین قالا أخبرنا هارون ابن أبی إبراهیم عن عبد الله بن عبید بن عمیر أن عمر بن الخطاب لما طعن قال له الناس یا أمیر المؤمنین لو شربت شربة فقال أسقونی نبیذا وکان من أحب الشراب إلیه قال فخرج النبیذ من جرحه مع صدید الدم
پنجم :میوه را ضایع نمودند!
یکی از دلایلی که از سوی مهاجرین- این کاندیداهای خلافت- برای کسب منصب جانشینی در سقیفه اقامه شد، از این قرار بود که ایشان خطاب به انصار چنین گفتند:
«ما دوستان پیامبر صلّیاللهعلیهوآله و خویشان وی هستیم» بدین ترتیب مهاجرین با برشمردن مستندات خود، حقَ جانشینی را از آن خود میدانند و معتقد هستند که جر ظالم در آن با ایشان منازعه نکند.(1)
حال آیا در آن جمع، مردی نبود که از روی انصاف برآید:
ای خویشان رسول خدا و دوستان او! ای کسانی که دعوی خویشی و دوستی رسول خدا را دارید! آیا این از ویژگی های دوست و خویش است که جنازه ی خویش و دوست خود را رها کند(3) و بیاید در مورد کسب مقاماتی که وی داشت به چه بد شکلی منازعه و جنگ و دعوا کند(4)؟
... اگر این حق، از آن خویش و دوست اوست؛ پس کجایند بنی هاشم؟ چرا این جا اثری از بنی هاشم نیست؟ این جا چرا جای پسرعمو و دامادش نیست؟ چرا همان کسی که به اتّفاق تمام فرق اسلامی عقد اخوّت(5) میان او و رسول خدا بسته شد ... این جا نیست؟!
و اینک جای چه سخنی بلیغ تر از این سخن مولای غریب که این گونه شکواییه می سراید:
احتجّوا بالشّجرة و اضاعوا الثّمرة(2)
به درخت احتجاج کردند، در حالی که میوه اش را ضایع نمودند.
بیشتر بخوانید در:
آیا همه ی مسلمین موظف به رعایت آیه 23 سوره شوری نیستند؟
رفتن به سقیفه امّا مخفیانه!
________________________________
1_ تاریخ طبری، ج 2، ص 457: فبدأ أبو بکر فحمد الله وأثنى علیه ثم قال ... فخص الله المهاجرین الأولین من قومه بتصدیقه والایمان به والمؤاساة له والصبر معه على شدة أذى قومهم لهم وتکذیبهم إیاهم وکل الناس لهم مخالف زار علیهم فلم یستوحشوا لقلة عددهم وشنف الناس لهم وإجماع قومهم علیهم فهم أول من عبد الله فی الأرض وآمن بالله وبالرسول وهم أولیاؤه وعشیرته وأحق الناس بهذا الامر من بعده ولا ینازعهم ذلک إلا ظالم
2_ نهج البلاغه، خطبه 67
3_ تاریخ طبری،ج 2، ص 456
4_ ر.ک به: انتخاب خلیفه رسول خدا به شیوه جاهلی
5_ به سند امیرمؤمنان علی علیهالسّلام: مسند أبی یعلى - أبو یعلى الموصلی - ج 1 - ص 402 – 403، کنز العمال - المتقی الهندی - ج 13 - ص 140و150،تاریخ بغداد - الخطیب البغدادی - ج 12 - ص 263، الأمالی - الشیخ الصدوق - ص 136 – 137/به سند سیدالشهداء سلاماللهعلیها: الأمالی - الشیخ الصدوق - ص 410 – 411،الأمالی - الشیخ الصدوق - ص 441 – 442/به سند صادق آلمحمّد صلواتاللهعلیه: الأمالی - الشیخ الصدوق - ص 754 – 755/ به سند امام علیبنموسی الرضا علیهماالسّلام:الأمالی - الشیخ الصدوق - ص 116/به سند جابربنعبدالله: الأمالی - الشیخ الصدوق - ص 186 – 187/به سند ابنعبّاس: مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 1 - ص 230و مجمع الزوائد - الهیثمی - ج 4 - ص 323 – 324و المصنف - ابن أبی شیبة الکوفی - ج 7 - ص 507و مسند أبی یعلى - أبو یعلى الموصلی - ج 4 - ص 266 – 267و الاستیعاب - ابن عبد البر - ج 3 - ص 1098و کنز العمال - المتقی الهندی - ج 13 - ص 109، الأمالی - الشیخ الصدوق - ص 433 – 434/به سند امّسلمه: شواهد التنزیل - الحاکم الحسکانی - ج 2 - ص 150/به سند ابنعمر: سنن الترمذی - الترمذی - ج 5 - ص 300و کنز العمال - المتقی الهندی - ج 11 - ص 598، المستدرک - الحاکم النیسابوری - ج 3 - ص 14،المعجم الکبیر - الطبرانی - ج 12 - ص 321و مجمع الزوائد - الهیثمی - ج 9 - ص 121 – 122، کنز العمال - المتقی الهندی - ج 11 - ص 610 – 611/ به سند مخدوجبنزید: الأمالی - الشیخ الصدوق - ص 402
2-
http://www.sonnat.net/article.asp?id=2581&cat=107
بر كوران لعنت بركتمان كنندگان حق لعنت بر تهمت زنان به ناموس پیغمبر لعنت
اسلامه حق245منظورعلی110+135فاطمه 245هست...
ما را در سایت اسلامه حق245منظورعلی110+135فاطمه 245هست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 2:03